قهرمان ميرزا عين السلطنه
854
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اما در ايام ما ايام ما به كلى بر خلاف است . تمام كارها با كسان و خويشان و برادران صدراعظم است . هرچه بخورند و ببرند حسابى و كتابى در ميانه نيست . يك نفر معز الملك رئيس گمرك آذربايجان سالى يك كرور مداخل دارد . امين الملك برادر او سالى دو كرور از مال ديوان مىخورد . خزانه با اوست و تومانى چهار هزار مواجب مردم را مىخرد . ديگران همينطور . خداوند رحم كند . كارهاى اين دوره به كتابت درست نمىآيد . بايد بود و ديد . خوشا به حال گذشته . گمان مىكنم آينده از اين بدتر باشد . مهر صدراعظم صدراعظم ده روز يكمرتبه ديده نمىشود و اجزاء او مشغول به عيش [ اند ] كارها به دست چند نفر ميرزا [ ست ] و هرچه بخواهند مىنويسند و او مهر مىكند . يك وقت صدراعظم در اطاق عقب نشسته مهر او از ايوان عمارت بيرون رفته خدا عالم است كه [ چه ] چيزها مهر مىشود . مهر آقاى آقا سيد على اكبر مجتهد را مىگويند بند درازى دارد كه مهر هرجا برود باز دنبال آن به دست آقا است . مهر صدراعظم اين دنبال بلند را هم ندارد . روزى صد هزار حكم ناسخ و منسوخ مهر مىشود كه عالمى از آن مغشوش است خداوند رحم كند . اين چه سلطنت و وزارت است . « شسه » كردن خيابان چهارشنبه 18 - امروز خانهء تاج الدين ميرزا مدعو بوديم . از ديشب باران آمد . امسال بر خلاف همهساله بارانهاى خوب در اين پائيز باريد . از اواسط ميزان همينطور باران آمد . پائيز خوبى است . خيابان ما را كه به چندين اسم موسوم است جناب امين الملك « شسه » كرده مىگويند هزار تومان خرج كرده است . ابتدا از اول خيابان كه از خيابان مريضخانه و اميريه جدا مىشود تا باغ خودشان كه در انتهاى خيابان نزديك دروازهء گمرك و سمت جنوب شهر است . با وجود اين باران هيچ گل نشده بود و خيلى خوب است . هميشه اين خيابان به اندازهاى گل داشت كه تا سينهء اسب بعضى به گل فرومىرفت و از تمام معابر و خيابانهاى شهر كثيفتر بود . اطاق آلافرنگ بر عدهء مدعوين فقط سلطان محمد خان اضافه شده بود . تا غروب آنجا بوديم . مشغول تعمير خانه هستم . هواى سرد ، روز كوتاه ، بىپولى ، حقيقت وقت بنائى است ! درهاى اطاق بيرون را كم كرده وجوهى نبود كه در جديد خريده يكمرتبه اطاق « آلافرنگ » و قشنگ بشود . حالا كار داريم بيرونى تمام نشده . اخبار همدان سهشنبه 24 جمادى الاولى - در اين ايام گرفتار كارهاى همدان بوديم . هنوز